(◕‿◕)D!$C0N$0L@TE G!rL(◕‿◕)

...I w!!L never Let U Go

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، :(
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، :-(
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟:((

 

منبع:داداش مرتضی

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |11:5 AM |91/02/03

چرآ هـمیشـﮧ فڪ میڪنیم ڪﮧ آسمون تنــآ بـﮧ حآل تنهآیـﮯ مآ اشڪ میریزه؟:)


بینم ؟آسمون بـ---ﮧ این بلنــــ~ـدی ,,

 نبآید صآب ِ غصـﮧ بـﮧ این بزرگـﮯ بآشـﮧ ؟:"(


هــــــــیچ ا خودت پُرسیـدﮮ گنبد آسمون چرآ خـَمـﮧ ؟


چرآ هیشڪـﮯ ا خـودش نـپرسید ؟:/


چرآ یـﮧ شب نریمـ سـرآغ حآلو هَوآﮮ آسمون ،ببینیم ڪجــآ ڪسیـو گم کـردهُ قآمـت نیلی بلـندشـُ ،زیر

 بآر منــت ڪـدومـ چشــم شیڪستـﮧ ؟:{

مـن ڪـﮧ امشـب اشڪـﮯ ندیدمـ ,,نـﮧ اینڪـﮧ جآیـﮯ پشت ڪهڪشآن رآه شیرﮮ ,,

دور ا چشم ستآره هآﮮ بـﮯ چشمڪ اقبآلـﮯ ؛ڪــﮧ دیگـﮧ وآس ڪمــــتـر ڪسـﮯ علآمـت یمنُ مبآرڪﮯ

میدن ,,برآ صآفیش ؛بـﮯابریشُ تنــآییـش گریـﮧ ڪرده بآشـﮧ :<


نمیدونمـ چـرآ ,فک میکنمـ آسـمون ,,عآشق ِ دریــآس :J


و قصـﮧ این 2 ,چیزیـﮧ شبـیـﮧ قصـﮧ خورشیدُ   مـآه ڪﮧ برخلآف خیلی افسآنـﮧ ها ا رو عشق بـﮧ هـم

نمیرِسـن !!


فڪ ڪـن ?:o


اگـﮧخورشیدُ مآه بـﮧ هم میرسیدن ,چقد قلب بآید قربآنـﮯ در آغوش ڪـشـیدن ِ 2معشـــوق میشد ..

مآجرآ اینـﮧ ڪﮧ یـﮧ شب همـﮧ طآقـت ِ مآه ڪـﮧ نورش بود ,,تمومـ شـدُ خورشـید ؛جور ِ فدآڪآرﮮ اونـم

کشــید :/

اگـﮧ آسمونُ دریآ بـﮧ هم میرسیـدن چـﮯ ؟:S


چـﮧ اتفآقـﮯ وآس سآحلُ ستآره هـآ میـفتآد ؟؟

بگذریــــــ~ــمـ ؛]


امــآن ا نقـطﮧ چینآیـﮯ ..ڪﮧ غوغــآ میڪنن :)


✘"بیشتـر خوآهـ~ـمـ نوشـ ــت":٪

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |8:26 PM |91/01/22

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم .

 

چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

سال خوبی رو براتون ارزو میکنم....سالی پر از شادی...

 

 

 

 

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |9:26 AM |91/01/01

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |4:57 PM |90/12/27

سلام خوبید

یه چن روزی هست ک من میام وب شماها ولی باز نمیشه  :(

سعی میکنم جواب کامنتاتونا توو وب خودم بدم 

این شعرم تقدیم ب دوستای گلم

 

سر بروی شانه های مهربانت میگذارم

عقده ی دل میگشایم

گریه ی بی اختیارم

از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
 
 
باید برم 
 
دوستون دارم
 
بوووووووووس

 

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |10:21 PM |90/12/19

 

 

 

۱/۴درخواب

۱/۴در اظطراب

۱/۴ دراندیشه سکـــــــــــوت

۱/۴ هم فریـــــــــــــــــــــــاد

حاظرم تمام عمرم اینگونه سپری شود

ب شرط آن ک در تمام این یک چهارم ها تو باشی :)

 

 

منبع:let-me-down.blogfa.com

بـ ـهــــــــــــــــــــــآر |11:5 PM |90/12/09

Design By: KHanOomi